سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

103

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

وليد بن مغيره را مىبينيم با اينكه در دامن عرب اصيل پرورش يافته چگونه در گفتارش كه قرآن را به آن وصف نموده آشفته و سراسيمه شده ! ابن هشام در كتاب « السيرة النبويه » « 1 » گويد : ايّام حج بود « 2 » و پيغمبر خدا تصميم گرفته بود ساير قبايل عرب را نيز به اسلام دعوت كند ، گروهى از قريش كه بىاندازه مضطرب شده بودند براى چاره‌جوئى و شروع يك مبارزه منفى بازدارنده با وليد بن مغيره كه مرد سالمند و بزرگى در ميان قريش بود گردهم آمدند ، وليد به آنان گفت : شما آگاهيد كه آوازهء محمّد در اطراف پيچيده و اكنون زمان انجام مراسم حج فرا رسيده و در اين روزها كاروانهائى از عرب راهى ديار شمايند ، درباره او همه يك نظر شويد و تمامى به يك‌جور درباره‌اش سخن بگوئيد و چنان نباشد كه هر دسته‌اى سخنى بر خلاف ديگرى بگويد . گفتند : اى ابا عبد شمس هر چه تو بگوئى و هر نظرى بدهى ما همگى همان را خواهيم گفت . وليد گفت : شما سخنى را انتخاب كنيد تا من هم با شما هم‌آوا شوم . ما مىگوئيم محمّد كاهن است ! . نه ، به خدا او كاهن نيست ما كاهنان را ديده‌ايم سخنان محمّد به

--> ( 1 ) جلد 1 ، صفحه 270 چاپ مصر 1375 . ( 2 ) حج از سنت‌هايى بوده است كه قبل از اسلام نيز بگونه‌اى رايج بوده است . ( مترجم )